بیرقِ مهر ِ بیرقدار در خوی وزین است
- شناسه خبر: 23556
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۵ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۷:۴۹
- بازدید : 5 views
- نویسنده: adineh.molavi

به گزارش پایگاه خبری آدینه پرس؛ مریم خدابخش– بیرقِ مهر ِ بیرقدار در خوی وزین است. پس اگر وسط زمستان و روزهای سرد و سوزناکش، زلزله آمد و سرمای روزگار را سردتر از زمستانهای پیشینات ساخت و عزیز، هر چه داشتی و نداشتی را زیر آوار سنگیناش پنهان و مدفون ساخت و بر رگههای دل در حال تپشات رنگ اضطراب و غم پاشید و لحظههای شادت را لایبهلای چادر سیاه ناامیدی و یأس پیچید و روح و جسمات را زخمی ساخت و در این میان، بیمهریهای عدهای مسؤول نمک بر زخمهایت پاشید!، نشکن و باز هم استوار بمان و یقین دار که در پس ِ این همه از دست دادنها؛ زیبایی دلهای پر مهر، همدلی و هزاران شیرینی از جنس نوعدوستی میلیونها همنوع و همراهی مزیّن بهنور عشق و محبت بدون هیچ چشمداشت؛ هدیه روزهای سختتر از سخت پیشینات است و بس. صحبت از زلزله است و خرابیهای فیزیکی ملموس و ناملموس روحی و جسمی برجایمانده از این رویداد تکاندهنده و مصطلح بهنام حادثه طبیعی و دگرگونی زیر و زِبَِر زندگی و حیات سوار بر چرخ و فلک روزگار، طبیعت و زیباییهایش.


آری، هنوز تلخیهای ناشی از زلزلههای ارسباران و میانه از دلمان بهدر نشده بود که لرزش دلهای پر مهر خوی و روستاهای توابعاش، دلهای در حال تپشمان را لرزاند و اندیشههایمان را رهسپار جادههای شهری و روستایی این خطّه از ایران و آذربایجان ساخت و بار دیگر همه دلهای پر مهر و دستهای مهربان را در هم تنید و حریری از جنس مهربانی، امیدبخشی و حیاتبخشی بافت و بر سر ِ ماندههای زیر آوار گسترد و احساس تنهایی و بیپناهی از چهرهها و دلهای دردمند گشته، زدود و رنگ خاکستری پاشیده شده بر فضای خانهها و دلها را روشنتر و شفافتر ساخت. بهگونهای که امروز با گذر هفتماهه نقشبسته با درد و رنج، سختی و بیسرپناهی، در میان ورقهای نامگرفته بهنام روز و هفته خبرنگار و گرامیداشت این مناسبت با دعوتی نیک از سوی خیّرین جوان تبریز گذری دوباره بر خوی و روستای وار که اهالیاش در توصیفی کوتاه از این روستای زیبا و زلزله دیده، آن را بهشت آذربایجان نام مینهند، داشته باشی و غافلگیر دلهای پر مهر و رنجکشیده آنها گردی و با دیدن قربانی گوسفند قهوهای زیر پاهایت، سر در قفای اندیشه کنی و با خود زمزمه کنی… آری گهی پشت به زین و گهی زین به پشت، همیشه که قرار نیست زیر پای مسؤولان گوسفند قربانی شود و روبان قرمز به دستانشان، قیچی گردد و بنرها بهنام مسؤولان رنگی گردد و خبرنگاران بهدنبال مسؤولان و نمایندگان راه بیفتند. روزی و روزگاری نیز میرسد و بیرقداری یافت میشود تا با یک حرکت زیبا، نادر و بهیادماندنی بنرها را بهنام خبرنگاران و اصحاب رسانه مزیّن نماید و روبان قرمز، قیچی مصطلح و معروف برای افتتاح هشت باب واحد مسکونی در مناطق زلزله زده خوی و روستای وار را در دستان قلمدیده خبرنگاران جای دهد. همینگونه سر در تأمل دارم و در دل ِ متعجب مانده از اینهمه مهر و رگههای زیبا و پررنگ قدردانی و قدرشناسی این جوان خیّر و اهالی گردآمده در اطرافمان، زمزمه میکنم و میگویم چه اتفاق نادری، چه رویداد بهیادماندنی و مانایی و از این نغمههای خوش، که اشکهای شوق اهالی و لبخندهای شیرین کودکان شیرینی بهدست و ایستاده در مقابلام، نگاه و اندیشهام را به گوشهای دیگر معطوف میسازد. نگاهی که با تکرار مکرر من خیّر نیستم و امانتدار کمکهای مردم نوعدوست تبریز و هموطنانام هستم تا بهنمایندگی از آنها در کنار هموطنان و همنوعانام در خوی باشم، در هم میشکند و مرا مشتاقتر میسازد تا ادامه این جملات از دل برخاسته را گوش جان بسپارم. همه اهالی و خبرنگاران، محرم بیرقدار صدایش میکنند و از مدت زمان تعهد شده برای تحویل این هشت باب واحد مسکونی مقاوم در برابر زلزله، مشخصات اعیانی، زیربنایی و میزان اعتبار هزینهای آنها میپرسند و او با صبر، متانت و حوصله کمنظیری ادامه میدهد: این خانهها که بهمناسبت روز خبرنگار، گرامیداشت و پاسداشت تلاشهای ارزنده و بیوقفه، همراهیهای مثالزدنی خبرنگاران و اصحاب رسانه آذربایجانشرقی با دستان قلمبهدست اهالی این عرصه خطیر در حال افتتاحاند، مساحت ۷۵ تا ۹۰ متر مربعی دارند و با نظارت دقیق مهندسان و کارشناسان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در حال بهرهبرداریاندو در ساختشان از بهترین و با کیفیتترین مصالح ساختمانی استفاده شده است و سر موعد ۴۵ روز تعهد شده نیز تحویل داده شدهاند و حتی یکی از واحدهای در حال احداث نیز، هماکنون زودتر از موعد مقرر در بازه زمانی ۲۵ روزه با پیشرفت فیزیکی ۹۰ درصدی در حال اجراست و برای ساخت هر واحد مسکونی ۳۵۰ تا ۵۵۰ میلیون تومان هزینه شده است. با مشاهده رضایتمندی و دعای خیر اهالی روستا دیگر پرسشی برای ادامه نمییابم و از وجود یا عدم وجود امکان واژهای برای تعیین بها و قیمتی مادی بر این احساس معنوی و فعلی او میپرسم، میگوید: هیچ بهایی برای این حس همدلی و خرسندیام نمیتوان تعیین کرد. خیلی خوشحالام از اینکه توانستهام از همان لحظههای اولین زلزله کنار هموطنانام باشم و در سوز زمستان و گرمای تابستانشان، پا به پایشان گام بردارم و در تعهد انسانی و اخلاقی خود برای شناسایی و برطرفسازی مشکلات اهالی کمبضاعت و کمتوان گامی مؤثر بردارم، از شما تلاشگران عرصه خبر و رسانه نیز سپاسگزارم که همواره بازوان توانمند من و جمعیت خیّرین جوان تبریز در انجام رسالت خطیرمان بودهاید و هستید. حال بهانهای دیگر برای سؤال مییابم و میپرسم هدفتان از این گرامیداشت ابتکاری و اتفاق نادر بدون حضور مسؤولان و نمایندگان استانی چه بوده است؟؛ با متانت و اصالتی خاص ادامه میدهد: با این کار خواستم جایگاه و نقش خبرنگاران در مدیریت بحران یک حادثه غیر منتظره را یادآوری کنم. چون معتقدم اطلاعرسانی بههنگام، صحیح و درست از سوی خبرنگاران باعث اعتمادآفرینی و ارتقای آن در جامعه و جمع هموطنان میشود و مصداق این همراهی رسانهای نیز، بهسرانجام رسیدن این اقدام است و بر خود لازم میدانم بار دیگر از شما خبرنگاران، عکاسان و اهالی رسانه که کمک کردید تا با همراهیتان بتوانم امانتهای هموطنان و شهروندان مهربان تبریز و سایر شهرستانها را به فرجام نیک برسانم و در احداث واحدهای مسکونی بازدید شده و به افتتاح رسیده، موفق عمل کنم و شاهد خوشحالی، رضایتمندی، امیدواری و این اشک شوق همنوعانام باشم صمیمانه تشکر میکنم و قدردان همراهیهایتان هستم. با شنیدن دعاهای خیر مادری از جمع مادران روستایی و تکرار «بیز سیزین ایاقلاریزین آلتیندا تؤپراقیق، آللاه سیز خبرنیگارلارین، بیرقدارین،خیئیرلرین اؤزون آغ ائلهسین، باشین اؤجا ائلهسین، قضا و قدرلردن اؤزاق ائلهسین، سیز بیزه یاشاییش جؤرعتی وئردیز، سؤنن چیراغیمیزی ایشیقلاندیردیز و …» شکر خدای را بر جای میآورم و همراه همکاران رهسپار جاده بیانتهای مهر و مهربانی، خدمت بیمنت در حق همنوعان خود میشوم و نگاه همراه با تأملام را بهسوی آفتابگردانهای رو به خدا و نظارهگر آسمان، نورهای چشمکزن و سایهگستر خورشید و آبیآسمان نقشبسته بر روی این طبیعت زیبا میکنم و لذت این سفر یکروزه و اتفاق نادر رخداده را مهمان ابدی دل در حال تپش خود و اندیشه بهفکر فرورفته خود میگردانم و این جمله دیگر ادامه راه این مسیر خطیر و بیانتها را جایگزین دیگر هیچ میکنم و بیهیچ اندیشهای این بیت از دل برخاسته هموطن! پایان شب سیه سپید است/
بیرقِ مهر ِ بیرقدار در خوی وزین است را زمزمه میکنم و مهمان دیگر واژههای آنی خود و این گزارشام میسازم.
گزارش از مریم خدابخش
ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد