چه ارتباطی میان میزان «تحصیلات» و «جنسیت و قومیت» ایرانیان وجود دارد؟
- شناسه خبر: 49998
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۰۱:۱۴
آدینه پرس: براساس تحلیل دادههای حاصل از سرشماری در سال ۱۳۹۵، روابطی بین قومیت و میزان تحصیلات جمعیت وجود دارد. این روابط به هیچ رو در وضعیتهای مختلف یکسان نیست و در گروههای سنی و در میان دارندگان مدارک تحصیلی مختلف متفاوت است.

به گزارش آدینه پرس به نقل از ایرنا، صابر خانی از پژوهشگران علوم اجتماعی و آماری در سلسله گزارشهای خود به تجزیه و تحلیل وضعیت تحصیلات در کشور از ابعاد مختلف قومی، سنی، و جنسیتی پرداخته و یافتههای جالب و جذابی برای دیگر پژوهشگران و حتی سیاستگذاران ارائه داده است که در این گزارش با عنوان نگاهی به آمار تحصیلات دانشگاهی در ایران و رابطه آن با جنسیت و قومیت خلاصهای از این پژوهش و یافته های تحلیلی و آماری آن ارائه شده است:
بررسی وضعیت تحصیلات
در سرشماری ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران، آمار جمعیت تحصیلکرده با توجه به آخرین مدرک تحصیلیِ اخذه شده بعد از مقطع دیپلم در دسترس عموم قرار دارد. مطابق این دادهها در سال ۱۳۹۵ توزیع مدرک تحصیلی در میان تقریبا ۸۰ میلیون نفر جمعیت کشور به صورت زیر است:
۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مدرک تحصیلی کاردانی (۳%)
۵ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مدرک کارشناسی (۷.۳%)
۱ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری حرفهای مثل پزشکی عمومی (۱.۶%)
۱۴۸ هزار نفر مدرک تحصیلی دکترای تخصصی یا مدراک بالاتر از آن
در مجموع ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر معادل ۱۲% جمعیت کشور در سال ۱۳۹۵ از تحصیلات کاردانی یا بالاتر برخوردار بودهاند.

جمعیت ایران در سرشماری ۱۳۹۵ مرکز آمار به تفکیک آخرین مدرک تحصیلی

آیا مدارکِ تحصیلیِ جمعیت بین زن و مرد و شهر و روستا یکسان است؟
بررسی دادههای سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ نشان میدهد که آخرین مدرک تحصیلی در میان زنان و مردان شهری و روستایی در شهرستانهای کشور تفاوتهای سیستماتیکی دارد. به عنوان نمونه میزان تحصیلات در جمعیت شهری چه در میان زنان و چه در میان مردان از مقدار معادل آن در جمعیت روستایی بیشتر است. مثلا در شهرستان خوانسار، در میان زنان شهری بیش از ۹% از جمعیت مدرک تحصیلی کارشناسی دارند اما این مقدار در میان زنان روستایی کمتر از ۳% است. مقایسه توزیع درصد جمعیت تحصیلکردۀ شهرستانهای ایران بین شهر و روستا و زن و مرد به خوبی این تفاوتها را آشکار میکند.
تفاوت میزان تحصیلات در جمعیت شهری و روستایی به خوبی در منحنی توزیع درصد جمعیت تحصیلکرده در شهرستانهای ایران قابل مشاهده است
(نگاه کنید به گرایش توزیعها به سمت راست در ستون شهری در مقایسه با ستون روستایی).

تفاوت در میان زن و مرد به یکدستی تفاوت در میان جمعیت شهری و روستایی نیست. نسبت مردانِ دارای مدرک کاردانی، کارشناسی ارشد و دکتری از کل جمعیت، در مقایسه با زنان بیشتر است. اما در میان دارندگان مدرک کارشناسی، در جمعیت شهری، سهم زنان تحصیلکرده از مردان بیشتر است.
در میان زنان شهری ۹٫۴۶% از جمعیت از تحصیلات کارشناسی برخوردارند، اما این مقدار در میان مردان شهری ۸٫۳۱% است (۱.۱۵ واحد درصد کمتر یا به صورت نسبی ۱۲% کمتر). نتیجه مقایسه درصد جمعیت تحصیل کرده بین زن و مرد در شهر و روستا در جدول زیر آمده است.
مقایسه درصد جمعیت تحصیلکرده بین زن و مرد و شهری و روستایی (سرشماری ۱۳۹۵)
چنانچه در مقایسه تحصیلات زنان و مردان مشاهده میشود زنان شهری دارای تحصیلات کارشناسی، تنها گروهِ جمعیتی هستند که تفاوت زن و مرد در آن با دیگر گروههای جمعیتی همخوان نیست. در دادههای سرشماری ۱۳۹۵ درصد زنان شهری دارای مدرک کارشناسی، ۱۲% از جمعیت مردان شهری با مدرک کارشناسی بیشتر است. توجه به این تفاوت در فهم ریشه برخی تحولات اجتماعی در سالهای اخیر راهگشا خواهد بود.
مقایسه تحصیلات گروههای سنی
تفاوت در جمعیت تحصیلکرده در دادههای سرشماری به زنان و مردان شهری و روستایی خلاصه نمیشود. آموزش عالی در ایران پدیدهای جدید است و برخی از نسلهای ابتدایی آن همچنان در قید حیاتند. به همین سبب، با توجه به گسترش آموزش عالی در دهههای اخیر انتظار میرود آمار جمعیتِ تحصیلکرده در گروههای سِنّی مختلف تفاوتهای قابل توجهی داشته باشد. برای بررسی این مورد، توزیع درصد جمعیت تحصیلکرده در شهرستانهای کشور را به تفکیک گروه سِنّی نیز مورد بررسی قرار دادیم.
مقایسه توزیع جمعیت تحصیلکرده به تفکیک گروه سنی در شهر و روستا و بین زن و مرد حاوی نتایج مهمی است. در جمعیتِ مسنتر درصد مردان تحصیلکرده از درصد زنان تحصیلکرده تقریبا در تمامی مقاطع تحصیلی بیشتر است. اما هر چه نگاهمان را از گروههای مسنتر به سمت گروههای جوانتر معطوف کنیم این تفاوت کمتر میشود و توزیعِ درصدِ جمعیت تحصیلکرده مردان و زنان به یکدیگر نزدیک میشود. کاهش اختلاف تحصیلات زن و مرد در میان گروههای سِنّی جوانتر در میان زنان شهری با مدرک کارشناسی تا آنجا پیش میرود که درصد ایشان در شهرستانهای کشور در بازه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال به طور میانگین از مردان پیشی میگیرد.
نتایج بررسی میزان تحصیلات جمعیت
چنانچه مشاهده شد، درصد جمعیت تحصیلکرده در شهرستانهای ایران نه تنها در میان زنان و مردان شهری و روستایی، بلکه در گروههای سِنّی و در مقاطع مختلف تحصیلی تفاوتهای قابل ملاحظهای دارد و به همین خاطر در قالب یک الگوی واحد قابل بیان نیست. به عنوان نمونه درصد مردان ۳۵ تا ۳۹ ساله شهری که مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا دکتری حرفهای دارند بیشتر از زنان است در حالیکه این وضعیت در میان افراد ۳۵ تا ۳۹ سالهای که مدرک کارشناسی دارند برعکس است. در نتیجه برای بررسی رابطه میزان تحصیلات جمعیت با یک متغیر دیگر مثل درصد گویشوران زبانهای موجود در کشور بهتر است بررسی به تفکیک زن و مرد، شهری و روستایی، گروه سنی و حتی مدرک تحصیلی انجام شود.
تحلیل رابطه تحصیلات و قومیت
آیا روابط معناداری بین تعداد گویشوران هر زبان و تحصیلات در جمعیت در شهرستانهای ایران در هر یک از گروههای یادشده شامل جنسیت، وضعیت سکونت و گروه سنی وجود دارد؟
برای بررسی رابطه تحصیلات و قومیت، درصد جمیعت تحصیلکرده را به تفکیک جنسیت، وضعیت سکونت و گروه سنی تابعی از درصد گویشوران زبانهای موجود در آن شهرستان در نظر میگیریم تا با مدلسازی آماری عوامل موثر را پیدا کنیم. در این جا منظور از عامل موثر درصد گویشوران هر یک از زبانهای موجود در کشور است و هدف از این بررسی این است که ببینیم افزایش گویشوران کدام یک از زبانها در شهرستان با افزایش سطح تحصیلات همراه است.

جمعبندی و نتیجهگیری
بررسی داده گویشوران زبان به عنوان شاخصی از قومیت و تحلیل رابطه آن با میزان تحصیلات جمعیت در مقاطع مختلف نشان میدهد، روابطی بین قومیت و میزان تحصیلات جمعیت وجود دارد. این روابط به هیچ رو در وضعیتهای مختلف یکسان نیست و در گروههای سنی و در میان دارندگان مدارک تحصیلی مختلف متفاوت است.
اگر تحلیل رابطه قومیت و تحصیلات را بدون توجه به گروه سنی برای تمامی تحصیلکردگان مقطع کاردانی و بالاتر تنها به تفکیک شهر و روستا و زن و مرد در دستور کار قرار دهیم به تصویری کلی از رابطه قومیت و تحصیلات میرسیم. رابطه بین قومیت و تحصیلات پس از تجمیع دادهها روی تمامی گروههای سنی و تمامی مدارک تحصیلی نیز همچنان قابل مشاهده است.
از جمله اقوامی که رابطه منفیِ معنادارِ بین جمعیت آنها و تحصیلات شهرستان پس از تجمیع دادهها مشاهده میشود، میتوان به زن بلوچ، مرد بلوچ روستایی و زن کرد روستایی اشاره کرد. نقشه درصدِ جمعیتِ دارای مدرک کاردانی و بیشتر در شهرستانهای ایران نیز این نتایج را به صورت کلی تایید میکند.
اگر تاثیر مثبت و منفی درصد گویشوران را به عنوان نشانهای از وجود گونهای از تبعیض مثبت یا منفی اعم از زمینههای اجتماعی یا عدم دسترسی به امکانات در میان اقوام کشور درنظر بگیریم، باید گفت نابرابری در وضعیت سواد بیشتر مربوط به گذشته است چرا که تحت تاثیر برنامههای آموزش همگانی به صورت کلی در دهههای اخیر در اکثر اقوام کاهش یافته و در گروههای جوانتر به طور نسبی کمتر دیده میشود، اما نابرابری در تحصیلاتِ پس از متوسطه در میان مردم بلوچ و زنان روستایی کُرد مسئلهای متاخرتر است چرا که نمونههای آن بیشتر در گروههای سنی جوانتر دیده میشود.
این تاثیرات در گروههای سنی جوانتر از نظر بزرگی ضرایب نیز چندان از یکدیگر دور نیستند. در نتیجه باید گفت ساختار نابرابری که با گسترش آموزش همگانی و نهضتهای سوادآموزی چند دهه برای کنترل آن تلاش شده بود همچنان فعال است و تحصیلات مردم بلوچ در مقاطع بالاتر از دیپلم را به عنوان یک پدیده به نسبت جدید تحت تاثیر قرار میدهد.

ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد